به گزارش سرویس بین الملل برنا به نقل از الوطن، پلیس اندونزی یک زن 29
ساله تبعه این کشور را به جرم قتل 30 نفر و خوردن جسد آنها بازداشت کرد.
برد پیت و آنجلینا جولی به زودی محاکمه می شوند. به
گزارش برنا به نقل از رویترز، وکیل زنی که در خانه "برد پیت" و"آنجلینا
جولی" کار می کرد، قصد دارد پای این دو ستاره هالیوودی را به پای میز
محاکمه بکشاند. وی سعی دارد بابت این اقدام بازیگران هالیوودی از آنها 80 هزار یورو، معادل 111800 دلار به عنوان جریمه دریافت کند. "ایمانوئل
لودو" وکیل این منشی که نمی خواهد نامش فاش شود، گفت: این زن هیچ کینه ای
از آنها ندارد، اما این دو ستاره هالیوود باید تاوان این تصمیم خود را
بدهند. 
این زن که به عنوان منشی در این خانه فعالیت می کرد، در
حالی که در مرخصی استعلاجی به سر می برد از کار اخراج شد، از دادگاه شکایت
کرد.
گردآوری : پایگاه اینترنتی پرشین وی

این حزب که از روز سه شنبه گذشته کار خود را آغاز کرده، نام "آینده - 2012
" را برای خود برگزیده و کاندیدای تغییر جنسیت دادهاش برای انتخابات،
خانم بریجیت گولدبرگ نام دارد.
برای نخستین بار در فرانسه فردی
تغییر جنسیت داده به عنوان کاندیدای حزب سیاسی تازه تاسیس برای انتخابات
ریاست جمهوری سال ۲۰۱۲ به عنوان رقیب سارکوزی معرفی شد.
به گزارش
البرزنیوز به نقل از ایسنا، روزنامه فرانسوی ۲۰ دقیقه، گزارش داده است که
برای اولین بار در فرانسه یک حزب جدید تشکیل شده است با این هدف که یک
کاندیدای تغییر جنسیت یافته را در رقابتهای انتخاباتی سال ۲۰۱۲ شرکت دهد.
شاید خیلی ها ندانند مهران مدیری سالهاست که شعر می نویسد.
شع...رهایی که زیبایی نابی دارند اما در طی 20 سال گذشته هیچ وقت مهران مدیری حاضر به چاپ یا انتشارشان نبوده است.
مهران
مدیری برای شماره فروردین ماه نشریه «هفت نگاه » برای اولین بار یکی از
این شعرها را به عنوان بهاریه ( و قول محمود دولت آبادی ، بهاره ) در
اختیارم گذاشت تا به چاپ برسد...
امسال بهار ، یک شب بیخبر
از پنجره اتاقم آمد کنارم نشست
گفت پسرک ...
من امسال
جشن میخک ، ناز ارغوان ، عطر نیلوفر ندارم
روی من حساب نکن
چشمهایم خیس شد...
بهار گفت:
گریه نکن
گریه مرا میپوساند...
مثل یک پسر خوب بگیر بخواب،
یک امشب را کنارت میخوابم که نترسی...
و من خوابیدم...
در رویایم دیدم
که خدا برایمان دعا میخواند.
در جائی دور، ساحلی دیدم که جزیزهای داشت
از فوران ابرها
و آدمهایی که مویهکنان
گسیوکَنان
جای خالی پرستوها را زار میزنند.
یه صبح آفتابی ، در رویایم بود
با نان تازه ، با صدف، با سنگریزههای سفید
و مردانی که شب تولدشان را
گریه میکردند.
بهار بیدارم کرد
گفت: گریه نکن
گریه مرا میپوساند
خوابهای خوب هم هست
و من دوباره خوابیدم...
و زنانی در رویایم
که اشکهاشان،چونان ستاره ، زمین را میشکافت
و شاپرکان هفت رنگی که هرگز ازپیلههاشان به جهان نیامدند...
بیدار شدم
تنها، با باران اشک
و بهار،
پوسیده از گریههایم،
بزرگوارانه
بر من میخندید هنوز...